خانه » عکس نوشته جدید » عکس نوشته احساسی » عکس نوشته ناراحتی و درد جدایی جدید

عکس نوشته ناراحتی و درد جدایی جدید

در عکس نوشته ناراحتی و درد جدایی جدید شما کاربران عزیز سایت عکس نوشته می توانید جدیدترین عکس نوشته های و عکس پروفایل جدایی و درد بی کسی و ناراحتی از سرنوشت زندگی ….

عکس نوشته ناراحتی و درد جدایی جدید

من تصور می کنم بهترین تعریفی که می توان از انسان کرد این است که:
انسان عبارت است از موجودی که به همه چیز عادت می کند، حتی تنهایی!

ما برای با تو بودن
عمر خود را باختیم

بد نبود ای دوست
گاهی هم تو دل می‌باختی

عکس نوشته به سلامتی اونی که هیچ وقت نوشته هامو نمیخونه

عکس نوشته ناراحتی و درد جدایی جدید

عکس نوشته ناراحتی و درد جدایی جدید

کاش تو هشتگ داشتي 🙂
آنوقت
راحت تر پیدایت میکردمـ 🙂

عکس اسم محمد و آرزو

عکس نوشته ناراحتی و درد جدایی جدید

عکس نوشته ناراحتی و درد جدایی جدید

به یک شانه
جهت ِ ادامه ی
گریه های بی کسی ِمان
نیازمندیم…
ترجیحاً نلرزد !!

عکس نوشته زمانه

عکس نوشته ناراحتی و درد جدایی جدید

عکس نوشته ناراحتی و درد جدایی جدید

از روز های سخت بی یاری گذشتم
از دل خوشی هایم به ناچاری گذشتم

بی چتر و بی باران و خیس از خاطراتت
از کوچه های سرد تکراری گذشتم

گفتم خدایا حاجت او را روا کن
از آرزوهای خود انگاری گذشتم

تا رازهایم در دلم پنهان بماند
از خیر دلسوزی و دلداری گذشتم

گفتی فدایم میشوی کاری نکردی
از حرفهایت با فدا کاری گذشتم

از چشم هایت از خودت از خاطراتت
آری گذشتم از همه ، آری گذشتم …

عکس نوشته بعد از تو

عکس نوشته ناراحتی و درد جدایی جدید

عکس نوشته ناراحتی و درد جدایی جدید

اما من
بی نام تو
حتی يک لحظه
احتمال ندارم

عکس نوشته تو همانی که عشق میشوی

من نگاهش ميکنم، او هم نگاهم ميکند
او برای دل بریدن، من برای دل بری

عشق یعنی، تار موهای تنت می ایستند
هر زمان که اسم او را، روی لب می آوری

عکس نوشته خدایا دستم رو بگیر

دلتنگ که میشم:)
نه سیگار میکشم
نه کافه میرم !
نه قهوه ی تلخ میخورم ؛
نه تو خیابون ولیعصر قدم میزنم …!
شماها خیلی با کلاسید !!!
من که دلتنگ میشم:)))
فقط
تو اتاقم
سیل
میاد همین !!!

عکس نوشته دل می بندم به خدا

باز فرو ریخت “عشقــــ” …
از در و دیوار منــــ …

عکس نوشته چشم انتطاری

چون به ترازوي عشقـ♥ـ ،
هر دو برابر شديمـ …
مهر تو كم ميشود
عشق من افزون چراستـ…؟

عکس نوشته دستت را که میگیرم

ترکم نکنـ…
من بی تو بیمارمـ
دیوونه وار دوست دارمـ
من پیشتمـ
تنهات نمیزارمـ…

عکس نوشته همه زخمهای که از فراقت خوردم

وقتی نباشی
همه چیز رسانای دلتنگیست

عکس نوشته وقتی یکی ناراحتت کرد

کاش وقتی نمیتوانیم
برآورده شویم ؛
آرزوی کسی نشویم !

عکس نوشته از دروغ متنفرم

من سخت نمي گيرم
سخت است جهان ،
بی تو …

عکس نوشته اعصاب تعطیل احتمال درگیری

روزهایی که بی‌تو می‌گذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش

آرزو باز می‌کشد فریاد :
در کنار تو می‌گذشت ، ای کاش …!

عکس نوشته این حال من بعد از توست

کوتاه مینویسم
اما “تو” …
بلند بخوان
به بلندای احساسم ؛

عکس نوشته کاهی میشود نبرید

کنار آشنایی تو آشیانه می‌کنم ،
فضای آشیانه را پر از ترانه می‌کنم …

کسی سوال می‌کند « به خاطر چه زنده‌ای…؟ »
و من برای زندگی تو را بهانه می‌کنم …

عکس نوشته وای از آن روزی که

من گره خواهم زد چشمها را با خورشید
دلها را با عشق
سایه ها را با آب ، شاخه ها را با باد
بادبادكها به هوا خواهم برد
گلدانها آب خواهم داد
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم كرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت ،دوست خواهم داشت…!

عکس نوشته اگر برای ابد هوای دیدن تو

صد دشنه بر دل می خورم و ز خویش پنهان می کنم
جان گریه بر من می کند من خنده بر جان می کنم 🙂

عکس نوشته همه آدما

همینجوری دارم فکر می کنم که با چه جمله ای نوشتمو شروع کنم توی مغزم کوپ کوپ کلمه ها میکوبن ولی همین که قلم میاد دستم انگاری جوهرش خشک میشه. هنوز انگاری عجیب میزنم مثل قدیما. یادته گفتی بغلم کن ، بغلت کردم گفتی مگه گونی سیب زمینی بغل کردی؟ خب نمیفهمیدم دیگه اما الان می‌فهمم ، نمی‌دونم شایدم هنوز نمیفهمم ، فقط همینو فهمیدم پای فهمیدنم نموندی… یادت هست دیوونه بودیم؟ چقد زیر بارونا خیس شدیم ، عین موش آب کشیده ، شایدم تو فقط دیوونه بودی ، اخه تو من چی دیده بودی؟ یکی که وقتی بغلت میکرد انگار گونی سیب زمینی رو بغل میکرد وقتی میبوسیدیش بر میگشت میگفت آروم دیوونه لبامو کندی ، شلوار گشاد با یه موتور قراضه و جیب خالی ، وسط بارونا باهاش توی خیابون ها میچرخیدی تا سه روز نتونستی از جات بلند شی از بس که بد سرماخورده بودی ، کوچه باغ رو یادته؟ همیشه دوس داشتم تا آخرش برم ببینم چه شکلیه اخه از سر کوچه تهش دیده نمیشد ، ما فقط تا وسط هاش رفتیم بعدشم که تو رفتی …. یادت میاد این اواخر چقده کوچیک شده بودم؟ انگاری شسته بودنم آب رفته بودم ، آخرشم نفهمیدم واس چی ولی تو رفته بودی ، همینطوری ازم دور شدی ، دور شدی ، رفتی منم فقط نیگات کردم انقده دور شدی تا جایی که آسمون به زمین رسید دیگه ندیدمت ، عین اینایی که از تو کما بیرون اومدن اول صدای شلوغی خیابون رو شنیدم بعد به خودم اومدم، هوا ابری بود چند قطره بارون هم انگاری رو صورتم باریده بود ، دوباره آب رفتم ، اون موقع بود که فهمیدم سیگار حرف حسابش چیه فهمیدم داریوش چقد قشنگ میخونه اون وقت بود فهمیدم گاهی خندیدن چقد میتونه برای آدم سخت باشه …

عضو کانال عکس نوشته و عکس پروفایل ما بشید

https://t.me/joinchat/AAAAAFEyUfuJrPqixrHvdw

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Copyright Axneveshteh.ir © 2018 - Allrights Reserved